حالا لطفا این دفعه برای این چیزی که می خوام بگویم فحش ندهید و از آن قضاوتها نکنید تا سر فرصت آن پستهای کذایی را بنویسم!
امروز از فهمیدن اینکه یک فمینیست خیلی دوست داشتنی و باسواد که فکر می کردم ازدواج کرده ، ازدواج نکرده و طرف شوهرش نیست بلکه پارتنرش است خیلی خیلی خوشحال شدم!!
مرتبط:
مطلبی بسیار عمیق و زیبا از فاطمه صادقی
پی نوشت: با توجه به کامنتها مثل اینکه ناچارم اون پستهای کذائی رو زودتر بنویسم. امیدوارم تا هفته دیگه وقت کنم . فقط یک نکته رو همین جا بگم: دیدم یک جائی اومده این پست رو به توقیف مجله زنان ربط داده که خیلی بی انصافیه. واضحه آدمی مثل خانم شرکت که حساسیتهای مذهبی و اعتقاداتش برای همه روشن هست با من به عنوان یک فمینیست غیر مذهبی اختلاف نظر داشته باشه. طبعا من در وبلاگ نظرات شخصی خودم را مینویسم اما در مجله زنان در چارچوب اعتقادات و باورهای خانم شرکت کار می کنم. واقعا خیلی بی انصافیه کسی اعتقادات مذهبی خانم شرکت را زیر سوال ببرد به ویژه اینکه بخشی از فعالان زن ایرانی هم به خاطر همین اعتقادات خانم شرکت را نقد می کنند. ما در مجله که یک محیط زنانه بود فقط به احترام خانم شرکت حتی دستورات طرح امنیت اجتماعی رو هم رعایت می کردیم آن وقت بیایند از این اراجیف ببافند چوب دو سر طلا به همین میگن!
