تبليغاتX
نسرین - اقتضائات فم بودن
فمینیست بودن و تکفیر و تقبیح نشدن و فحش نخوردن در ایران واقعا کار شاقی است! هزار دفعه خواسته ام یک چیزی اینجا بنویسم ولی دیدم اگر هزار تا مقدمه و موخره نگویم و زمینه سازی نکنم هم خودم هم احتمالا کل فمینیستها فحش می خورند و متهم به بی عاطفگی و ضد خانواده بودن و ضد مرد بودن می شوند و بعد با خودم گفتم بگذار اول یک پست درباره اینکه چرا نظرمن و نظر فمینیستها درباره حجاب یا خانواده یا ازدواج یا ... فلان است بنویسم بعد آن پست را بنویسم ؛ و خب خود آن توضیحات و استدلالات کار سخت تری است و بدبختی خاص خودش را دارد.

حالا لطفا این دفعه برای این چیزی که می خوام بگویم  فحش ندهید و از آن قضاوتها نکنید تا سر فرصت آن پستهای کذایی را بنویسم!

  امروز از فهمیدن اینکه یک فمینیست خیلی دوست داشتنی و باسواد که فکر می کردم ازدواج کرده ، ازدواج نکرده و طرف شوهرش نیست بلکه پارتنرش است خیلی خیلی خوشحال شدم!!

مرتبط:
مطلبی بسیار عمیق و زیبا از فاطمه صادقی

پی نوشت: با توجه به کامنتها مثل اینکه ناچارم اون پستهای کذائی رو زودتر بنویسم. امیدوارم تا هفته دیگه وقت کنم . فقط یک نکته رو همین جا بگم: دیدم یک جائی اومده این پست رو به توقیف مجله زنان ربط داده که خیلی بی انصافیه. واضحه آدمی مثل خانم شرکت که حساسیتهای مذهبی و اعتقاداتش برای همه روشن هست با من به عنوان یک فمینیست  غیر مذهبی اختلاف نظر داشته باشه. طبعا من در وبلاگ نظرات شخصی خودم را مینویسم اما در مجله زنان در چارچوب اعتقادات و باورهای خانم شرکت کار می کنم. واقعا خیلی بی انصافیه کسی اعتقادات مذهبی خانم شرکت را  زیر سوال ببرد به ویژه اینکه بخشی از فعالان زن ایرانی هم به خاطر همین اعتقادات خانم شرکت را نقد می کنند. ما در مجله که یک محیط زنانه بود فقط به احترام خانم شرکت حتی دستورات طرح امنیت اجتماعی رو هم رعایت می کردیم آن وقت بیایند از این اراجیف ببافند چوب دو سر طلا به همین میگن!

+ نوشته شده توسط نسرین در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 23:7 |